Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰

غزلیات

۲۷۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    درد عشقی کشیده ام که مپرس

    زهر هجری چشیده ام که مپرس

  2. ۲

    گشته ام در جهان و آخر کار

    دلبری برگزیده ام که مپرس

  3. ۳

    آن چنان در هوای خاک درش

    می رود آب دیده ام که مپرس

  4. ۴

    من به گوش خود از دهانش دوش

    سخنانی شنیده ام که مپرس

  5. ۵

    سوی من لب چه می گزی که مگوی

    لب لعلی گزیده ام که مپرس

  6. ۶

    بی تو در کلبه گدایی خویش

    رنج هایی کشیده ام که مپرس

  7. ۷

    همچو حافظ غریب در ره عشق

    به مقامی رسیده ام که مپرس

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل