Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۸

غزلیات

۲۶۸ از ۴۹۵

  1. ۱

    گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس

    زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس

  2. ۲

    من و همصحبتی اهل ریا دورم باد

    از گرانان جهان رطل گران ما را بس

  3. ۳

    قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند

    ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس

  4. ۴

    بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین

    کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس

  5. ۵

    نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان

    گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس

  6. ۶

    یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

    دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

  7. ۷

    از در خویش خدا را به بهشتم مفرست

    که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس

  8. ۸

    حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست

    طبع چون آب و غزل های روان ما را بس

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل