- ۱
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
- ۲
من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
- ۳
قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس
- ۴
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
- ۵
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
- ۶
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
- ۷
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
- ۸
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست
طبع چون آب و غزل های روان ما را بس
— حافظِ شیرازی

