Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳

غزلیات

۲۶۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    بیا و کشتی ما در شط شراب انداز

    خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز

  2. ۲

    مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی

    که گفته اند نکویی کن و در آب انداز

  3. ۳

    ز کوی میکده برگشته ام ز راه خطا

    مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز

  4. ۴

    بیار زآن می گلرنگ مشک بو جامی

    شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز

  5. ۵

    اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کن

    نظر بر این دل سرگشته خراب انداز

  6. ۶

    به نیم شب اگرت آفتاب می باید

    ز روی دختر گل چهر رز نقاب انداز

  7. ۷

    مهل که روز وفاتم به خاک بسپارند

    مرا به میکده بر در خم شراب انداز

  8. ۸

    ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت

    به سوی دیو محن ناوک شهاب انداز

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل