Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

۲۶۱ از ۴۹۵

  1. ۱

    درآ که در دل خسته توان درآید باز

    بیا که در تن مرده روان درآید باز

  2. ۲

    بیا که فرقت تو چشم من چنان در بست

    که فتح باب وصالت مگر گشاید باز

  3. ۳

    غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت

    ز خیل شادی روم رخت زداید باز

  4. ۴

    به پیش آینه دل هر آن چه می دارم

    به جز خیال جمالت نمی نماید باز

  5. ۵

    بدان مثل که شب آبستن است روز از تو

    ستاره می شمرم تا که شب چه زاید باز

  6. ۶

    بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ

    به بوی گلبن وصل تو می سراید باز

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل