Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶

غزلیات

۲۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

    پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

  2. ۲

    نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان

    نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

  3. ۳

    سر فرا گوش من آورد به آواز حزین

    گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

  4. ۴

    عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند

    کافر عشق بود گر نشود باده پرست

  5. ۵

    برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر

    که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

  6. ۶

    آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم

    اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

  7. ۷

    خنده جام می و زلف گره گیر نگار

    ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل