- ۱
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
- ۲
ز وصل روی جوانان تمتعی بردار
که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر
- ۳
نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی
که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر
- ۴
معاشری خوش و رودی بساز می خواهم
که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر
- ۵
بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنم
اگر موافق تدبیر من شود تقدیر
- ۶
چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر
- ۷
چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک
که نقش خال نگارم نمی رود ز ضمیر
- ۸
بیار ساغر در خوشاب ای ساقی
حسود گو کرم آصفی ببین و بمیر
- ۹
به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمه ساقی نمی کند تقصیر
- ۱۰
می دوساله و محبوب چارده ساله
همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر
- ۱۱
دل رمیده ما را که پیش می گیرد
خبر دهید به مجنون خسته از زنجیر
- ۱۲
حدیث توبه در این بزمگه مگو حافظ
که ساقیان کمان ابرویت زنند به تیر
— حافظِ شیرازی

