Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳

غزلیات

۲۵۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

    بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر

  2. ۲

    از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست

    کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر

  3. ۳

    این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است

    دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر

  4. ۴

    تا کی می صبوح و شکرخواب بامداد

    هشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر

  5. ۵

    دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد

    بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر

  6. ۶

    اندیشه از محیط فنا نیست هر که را

    بر نقطه دهان تو باشد مدار عمر

  7. ۷

    در هر طرف ز خیل حوادث کمین گهیست

    زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر

  8. ۸

    بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدار

    روز فراق را که نهد در شمار عمر

  9. ۹

    حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان

    این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل