- ۱
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده دل دار بیار
- ۲
نکته ای روح فزا از دهن دوست بگو
نامه ای خوش خبر از عالم اسرار بیار
- ۳
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمه ای از نفحات نفس یار بیار
- ۴
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
- ۵
گردی از ره گذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده خون بار بیار
- ۶
خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست
خبری از بر آن دل بر عیار بیار
- ۷
شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده گل زار بیار
- ۸
کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست
عشوه ای زان لب شیرین شکربار بیار
- ۹
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
- ۱۰
دلق حافظ به چه ارزد به می اش رنگین کن
وان گه اش مست و خراب از سر بازار بیار
— حافظِ شیرازی

