- ۱
ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
زار و بیمار غمم راحت جانی به من آر
- ۲
قلب بی حاصل ما را بزن اکسیر مراد
یعنی از خاک در دوست نشانی به من آر
- ۳
در کمینگاه نظر با دل خویشم جنگ است
ز ابرو و غمزه او تیر و کمانی به من آر
- ۴
در غریبی و فراق و غم دل پیر شدم
ساغر می ز کف تازه جوانی به من آر
- ۵
منکران را هم از این می دو سه ساغر بچشان
وگر ایشان نستانند روانی به من آر
- ۶
ساقیا عشرت امروز به فردا مفکن
یا ز دیوان قضا خط امانی به من آر
- ۷
دلم از دست بشد دوش چو حافظ می گفت
کای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
— حافظِ شیرازی

