Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵

غزلیات

۲۴۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    الا ای طوطی گویا ی اسرار

    مبادا خالیت شکر ز منقار

  2. ۲

    سرت سبز و دلت خوش باد جاوید

    که خوش نقشی نمودی از خط یار

  3. ۳

    سخن سربسته گفتی با حریفان

    خدا را زین معما پرده بردار

  4. ۴

    به روی ما زن از ساغر گلابی

    که خواب آلوده ایم ای بخت بیدار

  5. ۵

    چه ره بود این که زد در پرده مطرب

    که می رقصند با هم مست و هشیار

  6. ۶

    از آن افیون که ساقی در می افکند

    حریفان را نه سر ماند نه دستار

  7. ۷

    سکندر را نمی بخشند آبی

    به زور و زر میسر نیست این کار

  8. ۸

    بیا و حال اهل درد بشنو

    به لفظ اندک و معنی بسیار

  9. ۹

    بت چینی عدوی دین و دل هاست

    خداوندا دل و دینم نگه دار

  10. ۱۰

    به مستور ان مگو اسرار مستی

    حدیث جان مگو با نقش دیوار

  11. ۱۱

    به یمن دولت منصور شاهی

    علم شد حافظ اندر نظم اشعار

  12. ۱۲

    خداوندی به جای بندگان کرد

    خداوندا ز آفاتش نگه دار

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل