- ۱
الا ای طوطی گویا ی اسرار
مبادا خالیت شکر ز منقار
- ۲
سرت سبز و دلت خوش باد جاوید
که خوش نقشی نمودی از خط یار
- ۳
سخن سربسته گفتی با حریفان
خدا را زین معما پرده بردار
- ۴
به روی ما زن از ساغر گلابی
که خواب آلوده ایم ای بخت بیدار
- ۵
چه ره بود این که زد در پرده مطرب
که می رقصند با هم مست و هشیار
- ۶
از آن افیون که ساقی در می افکند
حریفان را نه سر ماند نه دستار
- ۷
سکندر را نمی بخشند آبی
به زور و زر میسر نیست این کار
- ۸
بیا و حال اهل درد بشنو
به لفظ اندک و معنی بسیار
- ۹
بت چینی عدوی دین و دل هاست
خداوندا دل و دینم نگه دار
- ۱۰
به مستور ان مگو اسرار مستی
حدیث جان مگو با نقش دیوار
- ۱۱
به یمن دولت منصور شاهی
علم شد حافظ اندر نظم اشعار
- ۱۲
خداوندی به جای بندگان کرد
خداوندا ز آفاتش نگه دار
— حافظِ شیرازی

