Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲

غزلیات

۲۴۲ از ۴۹۵

  1. ۱

    بیا که رایت منصور پادشاه رسید

    نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید

  2. ۲

    جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت

    کمال عدل به فریاد دادخواه رسید

  3. ۳

    سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد

    جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید

  4. ۴

    ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن

    قوافل دل و دانش که مرد راه رسید

  5. ۵

    عزیز مصر به رغم برادران غیور

    ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید

  6. ۶

    کجاست صوفی دجال فعل ملحدشکل

    بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

  7. ۷

    صبا بگو که چه ها بر سرم در این غم عشق

    ز آتش دل سوزان و دود آه رسید

  8. ۸

    ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق

    همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید

  9. ۹

    مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول

    ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل