Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

غزلیات

۲۴ از ۴۹۵

  1. ۱

    مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

    که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست

  2. ۲

    من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق

    چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست

  3. ۳

    می بده تا دهمت آگهی از سر قضا

    که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست

  4. ۴

    کمر کوه کم است از کمر مور اینجا

    ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست

  5. ۵

    بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد

    زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست

  6. ۶

    جان فدای دهنش باد که در باغ نظر

    چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست

  7. ۷

    حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد

    یعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل