- ۱
اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
که بوی خیر ز زهد ریا نمی آید
- ۲
جهانیان همه گر منع من کنند از عشق
من آن کنم که خداوندگار فرماید
- ۳
طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریم
گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید
- ۴
مقیم حلقه ذکر است دل بدان امید
که حلقه ای ز سر زلف یار بگشاید
- ۵
تو را که حسن خداداده هست و حجله بخت
چه حاجت است که مشاطه ات بیاراید
- ۶
چمن خوش است و هوا دلکش است و می بی غش
کنون به جز دل خوش هیچ در نمی باید
- ۷
جمیله ایست عروس جهان ولی هش دار
که این مخدره در عقد کس نمی آید
- ۸
به لابه گفتمش ای ماهرخ چه باشد اگر
به یک شکر ز تو دلخسته ای بیاساید
- ۹
به خنده گفت که حافظ خدای را مپسند
که بوسه تو رخ ماه را بیالاید
— حافظِ شیرازی

