Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰

غزلیات

۲۲۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    از دیده خون دل همه بر روی ما رود

    بر روی ما ز دیده چه گویم چه ها رود

  2. ۲

    ما در درون سینه هوایی نهفته ایم

    بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود

  3. ۳

    خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک

    گر ماه مهرپرور من در قبا رود

  4. ۴

    بر خاک راه یار نهادیم روی خویش

    بر روی ما رواست اگر آشنا رود

  5. ۵

    سیل است آب دیده و هر کس که بگذرد

    گر خود دلش ز سنگ بود هم ز جا رود

  6. ۶

    ما را به آب دیده شب و روز ماجراست

    زان رهگذر که بر سر کویش چرا رود

  7. ۷

    حافظ به کوی میکده دایم به صدق دل

    چون صوفیان صومعه دار از صفا رود

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل