- ۱
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
- ۲
چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت
تدبیر ما به دست شراب دوساله بود
- ۳
آن نافه مراد که می خواستم ز بخت
در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
- ۴
از دست برده بود خمار غمم سحر
دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
- ۵
بر آستان میکده خون می خورم مدام
روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
- ۶
هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید
در رهگذار باد نگهبان لاله بود
- ۷
بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح
آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود
- ۸
دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه
یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
- ۹
آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر
پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
— حافظِ شیرازی

