Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰

غزلیات

۲۱۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

    تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

  2. ۲

    دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت

    باز مشتاق کمان خانه ابروی تو بود

  3. ۳

    هم عفاالله صبا کز تو پیامی می داد

    ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود

  4. ۴

    عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت

    فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

  5. ۵

    من سرگشته هم از اهل سلامت بودم

    دام راهم شکن طره هندوی تو بود

  6. ۶

    بگشا بند قبا تا بگشاید دل من

    که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود

  7. ۷

    به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر

    کز جهان می شد و در آرزوی روی تو بود

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل