- ۱
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
ور نه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود
- ۲
من دیوانه چو زلف تو رها می کردم
هیچ لایق ترم از حلقه زنجیر نبود
- ۳
یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد
که در او آه مرا قوت تأثیر نبود
- ۴
سر ز حسرت به در میکده ها برکردم
چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود
- ۵
نازنین تر ز قدت در چمن ناز نرست
خوش تر از نقش تو در عالم تصویر نبود
- ۶
تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم
حاصلم دوش به جز ناله شبگیر نبود
- ۷
آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود
- ۸
آیتی بود عذاب انده حافظ بی تو
که بر هیچ کسش حاجت تفسیر نبود
— حافظِ شیرازی

