Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹

غزلیات

۲۰۹ از ۴۹۵

  1. ۱

    قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود

    ور نه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود

  2. ۲

    من دیوانه چو زلف تو رها می کردم

    هیچ لایق ترم از حلقه زنجیر نبود

  3. ۳

    یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد

    که در او آه مرا قوت تأثیر نبود

  4. ۴

    سر ز حسرت به در میکده ها برکردم

    چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود

  5. ۵

    نازنین تر ز قدت در چمن ناز نرست

    خوش تر از نقش تو در عالم تصویر نبود

  6. ۶

    تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم

    حاصلم دوش به جز ناله شبگیر نبود

  7. ۷

    آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع

    جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود

  8. ۸

    آیتی بود عذاب انده حافظ بی تو

    که بر هیچ کسش حاجت تفسیر نبود

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل