Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸

غزلیات

۲۰۸ از ۴۹۵

  1. ۱

    خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

    گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود

  2. ۲

    ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی

    آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود

  3. ۳

    خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق

    تیره آن دل که در او شمع محبت نبود

  4. ۴

    دولت از مرغ همایون طلب و سایه او

    زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود

  5. ۵

    گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن

    شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود

  6. ۶

    چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست

    نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود

  7. ۷

    حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه

    هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل