- ۱
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
- ۲
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود
- ۳
دل چو از پیر خرد نقل معانی می کرد
عشق می گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود
- ۴
آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
- ۵
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
- ۶
دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود
- ۷
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسأله لایعقل بود
- ۸
راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
- ۹
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود
— حافظِ شیرازی

