Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶

غزلیات

۲۰۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود

    مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود

  2. ۲

    یاد باد آن صحبت شب ها که با نوشین لبان

    بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود

  3. ۳

    پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند

    منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود

  4. ۴

    از دم صبح ازل تا آخر شام ابد

    دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود

  5. ۵

    سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

    ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

  6. ۶

    حسن مه رویان مجلس گرچه دل می برد و دین

    بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

  7. ۷

    بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد

    گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود

  8. ۸

    رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

    دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود

  9. ۹

    در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن

    سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

  10. ۱۰

    شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد

    دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل