Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

۲۰۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

    سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

  2. ۲

    حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است

    بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود

  3. ۳

    بر سر تربت ما چون گذری همت خواه

    که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

  4. ۴

    برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو

    راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود

  5. ۵

    ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز

    تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود

  6. ۶

    چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد

    تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود

  7. ۷

    بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد

    زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل