- ۱
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
- ۲
یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می کشت
معجز عیسویت در لب شکرخا بود
- ۳
یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس
جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
- ۴
یاد باد آن که رخت شمع طرب می افروخت
وین دل سوخته پروانه ناپروا بود
- ۵
یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب
آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود
- ۶
یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی
در میان من و لعل تو حکایت ها بود
- ۷
یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی
در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود
- ۸
یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست
وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود
- ۹
یاد باد آن که به اصلاح شما می شد راست
نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود
— حافظِ شیرازی

