Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

۲۰۴ از ۴۹۵

  1. ۱

    یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود

    رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود

  2. ۲

    یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می کشت

    معجز عیسویت در لب شکرخا بود

  3. ۳

    یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس

    جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود

  4. ۴

    یاد باد آن که رخت شمع طرب می افروخت

    وین دل سوخته پروانه ناپروا بود

  5. ۵

    یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب

    آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود

  6. ۶

    یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی

    در میان من و لعل تو حکایت ها بود

  7. ۷

    یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی

    در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود

  8. ۸

    یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست

    وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود

  9. ۹

    یاد باد آن که به اصلاح شما می شد راست

    نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل