Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶

غزلیات

۱۹۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

    آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

  2. ۲

    دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

    باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

  3. ۳

    معشوق چون نقاب ز رخ درنمی کشد

    هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

  4. ۴

    چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدی ست

    آن به که کار خود به عنایت رها کنند

  5. ۵

    بی معرفت مباش که در من یزید عشق

    اهل نظر معامله با آشنا کنند

  6. ۶

    حالی درون پرده بسی فتنه می رود

    تا آن زمان که پرده برافتد چه ها کنند

  7. ۷

    گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار

    صاحبدلان حکایت دل خوش ادا کنند

  8. ۸

    می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

    بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

  9. ۹

    پیراهنی که آید از او بوی یوسفم

    ترسم برادران غیورش قبا کنند

  10. ۱۰

    بگذر به کوی میکده تا زمره حضور

    اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند

  11. ۱۱

    پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان

    خیر نهان برای رضای خدا کنند

  12. ۱۲

    حافظ دوام وصل میسر نمی شود

    شاهان کم التفات به حال گدا کنند

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل