Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

۱۹۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند

    ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند

  2. ۲

    قاصد منزل سلمیٰ که سلامت بادش

    چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند

  3. ۳

    امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند

    گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند

  4. ۴

    یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز

    که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند

  5. ۵

    شاه را به بود از طاعت صدساله و زهد

    قدر یک ساعته عمری که در او داد کند

  6. ۶

    حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم برد

    تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند

  7. ۷

    گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنیست

    فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند

  8. ۸

    ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز

    خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل