Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

۱۸۸ از ۴۹۵

  1. ۱

    مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند

    که اعتراض بر اسرار علم غیب کند

  2. ۲

    کمال سر محبت ببین نه نقص گناه

    که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند

  3. ۳

    ز عطر حور بهشت آن نفس برآید بوی

    که خاک میکده ما عبیر جیب کند

  4. ۴

    چنان زند ره اسلام غمزه ساقی

    که اجتناب ز صهبا مگر صهیب کند

  5. ۵

    کلید گنج سعادت قبول اهل دل است

    مباد آن که در این نکته شک و ریب کند

  6. ۶

    شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد

    که چند سال به جان خدمت شعیب کند

  7. ۷

    ز دیده خون بچکاند فسانه حافظ

    چو یاد وقت زمان شباب و شیب کند

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل