Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

۱۸۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

    تا همه صومعه داران پی کاری گیرند

  2. ۲

    مصلحت دید من آن است که یاران همه کار

    بگذارند و خم طره یاری گیرند

  3. ۳

    خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی

    گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند

  4. ۴

    قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش

    که در این خیل حصاری به سواری گیرند

  5. ۵

    یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خون

    که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند

  6. ۶

    رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد

    خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند

  7. ۷

    حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست

    زین میان گر بتوان به که کناری گیرند

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل