Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

۱۸۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند

    مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

  2. ۲

    طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند

    زین قصه بگذرم که سخن می شود بلند

  3. ۳

    خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون

    دل در وفای صحبت رود کسان مبند

  4. ۴

    گر جلوه می نمایی و گر طعنه می زنی

    ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند

  5. ۵

    ز آشفتگی حال من آگاه کی شود

    آن را که دل نگشت گرفتار این کمند

  6. ۶

    بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست

    تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند

  7. ۷

    جایی که یار ما به شکرخنده دم زند

    ای پسته کیستی تو خدا را به خود مخند

  8. ۸

    حافظ چو ترک غمزه ترکان نمی کنی

    دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل