- ۱
ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند
- ۲
طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند
زین قصه بگذرم که سخن می شود بلند
- ۳
خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون
دل در وفای صحبت رود کسان مبند
- ۴
گر جلوه می نمایی و گر طعنه می زنی
ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند
- ۵
ز آشفتگی حال من آگاه کی شود
آن را که دل نگشت گرفتار این کمند
- ۶
بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست
تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند
- ۷
جایی که یار ما به شکرخنده دم زند
ای پسته کیستی تو خدا را به خود مخند
- ۸
حافظ چو ترک غمزه ترکان نمی کنی
دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند
— حافظِ شیرازی

