Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات

۱۷۹ از ۴۹۵

  1. ۱

    رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

    چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

  2. ۲

    من ار چه در نظر یار خاک سار شدم

    رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

  3. ۳

    چو پرده دار به شمشیر می زند همه را

    کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

  4. ۴

    چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است

    چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

  5. ۵

    سرود مجلس جمشید گفته اند این بود

    که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند

  6. ۶

    غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه

    که این معامله تا صبح دم نخواهد ماند

  7. ۷

    توانگرا دل درویش خود به دست آور

    که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

  8. ۸

    بدین رواق زبرجد نوشته اند به زر

    که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

  9. ۹

    ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ

    که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل