Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶

غزلیات

۱۷۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    سحرم دولت بیدار به بالین آمد

    گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

  2. ۲

    قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام

    تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد

  3. ۳

    مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای

    که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد

  4. ۴

    گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد

    ناله فریادرس عاشق مسکین آمد

  5. ۵

    مرغ دل باز هوادار کمان ابروییست

    ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد

  6. ۶

    ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست

    که به کام دل ما آن بشد و این آمد

  7. ۷

    رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار

    گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

  8. ۸

    چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل

    عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل