- ۱
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد
- ۲
صوفی مجلس که دی جام و قدح می شکست
باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد
- ۳
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد
- ۴
مغ بچه ای می گذشت راهزن دین و دل
در پی آن آشنا از همه بیگانه شد
- ۵
آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت
چهره خندان شمع آفت پروانه شد
- ۶
گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت
قطره باران ما گوهر یک دانه شد
- ۷
نرگس ساقی بخواند آیت افسون گری
حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد
- ۸
منزل حافظ کنون بارگه پادشاست
دل بر دل دار رفت جان بر جانانه شد
— حافظِ شیرازی

