Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

۱۷۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

    از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

  2. ۲

    صوفی مجلس که دی جام و قدح می شکست

    باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

  3. ۳

    شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب

    باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

  4. ۴

    مغ بچه ای می گذشت راهزن دین و دل

    در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

  5. ۵

    آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت

    چهره خندان شمع آفت پروانه شد

  6. ۶

    گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت

    قطره باران ما گوهر یک دانه شد

  7. ۷

    نرگس ساقی بخواند آیت افسون گری

    حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

  8. ۸

    منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

    دل بر دل دار رفت جان بر جانانه شد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل