Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

۱۶۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

    قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

  2. ۲

    رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت

    مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد

  3. ۳

    مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند

    هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد

  4. ۴

    خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش

    که ساز شرع از این افسانه بی قانون نخواهد شد

  5. ۵

    مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم

    کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد

  6. ۶

    شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی

    دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

  7. ۷

    مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ

    که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل