- ۱
خوش آمد گل وز آن خوش تر نباشد
که در دستت به جز ساغر نباشد
- ۲
زمان خوش دلی دریاب و در یاب
که دایم در صدف گوهر نباشد
- ۳
غنیمت دان و می خور در گلستان
که گل تا هفته دیگر نباشد
- ۴
ایا پرلعل کرده جام زرین
ببخشا بر کسی کش زر نباشد
- ۵
بیا ای شیخ و از خم خانه ما
شرابی خور که در کوثر نباشد
- ۶
بشوی اوراق اگر هم درس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد
- ۷
ز من بنیوش و دل در شاهدی بند
که حسنش بسته زیور نباشد
- ۸
شرابی بی خمارم بخش یا رب
که با وی هیچ درد سر نباشد
- ۹
من از جان بنده سلطان اویسم
اگر چه یادش از چاکر نباشد
- ۱۰
به تاج عالم آرایش که خورشید
چنین زیبنده افسر نباشد
- ۱۱
کسی گیرد خطا بر نظم حافظ
که هیچش لطف در گوهر نباشد
— حافظِ شیرازی

