Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

۱۵۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

    پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد

  2. ۲

    من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم

    داغ سودای توام سر سویدا باشد

  3. ۳

    تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر

    کز غمت دیده مردم همه دریا باشد

  4. ۴

    از بن هر مژه ام آب روان است بیا

    اگرت میل لب جوی و تماشا باشد

  5. ۵

    چون گل و می دمی از پرده برون آی و درآ

    که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد

  6. ۶

    ظل ممدود خم زلف توام بر سر باد

    کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد

  7. ۷

    چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری

    سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل