- ۱
هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد
- ۲
من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم
داغ سودای توام سر سویدا باشد
- ۳
تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر
کز غمت دیده مردم همه دریا باشد
- ۴
از بن هر مژه ام آب روان است بیا
اگرت میل لب جوی و تماشا باشد
- ۵
چون گل و می دمی از پرده برون آی و درآ
که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد
- ۶
ظل ممدود خم زلف توام بر سر باد
کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد
- ۷
چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری
سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد
— حافظِ شیرازی

