Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

۱۵۶ از ۴۹۵

  1. ۱

    به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

    تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

  2. ۲

    اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده اند

    کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

  3. ۳

    به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

    به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

  4. ۴

    هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی

    به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

  5. ۵

    هزار نقد به بازار کاینات آرند

    یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

  6. ۶

    دریغ قافله عمر کآنچنان رفتند

    که گردشان به هوای دیار ما نرسد

  7. ۷

    دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش

    که بد به خاطر امیدوار ما نرسد

  8. ۸

    چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را

    غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

  9. ۹

    بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او

    به سمع پادشه کامگار ما نرسد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل