Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵

غزلیات

۱۵۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد

    ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

  2. ۲

    و گر به رهگذری یک دم از وفاداری

    چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد

  3. ۳

    و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس

    ز حقه دهنش چون شکر فرو ریزد

  4. ۴

    من آن فریب که در نرگس تو می بینم

    بس آبروی که با خاک ره برآمیزد

  5. ۵

    فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست

    کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

  6. ۶

    تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز

    هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد

  7. ۷

    بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ

    که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل