- ۱
برید باد صبا دوشم آگهی آورد
که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد
- ۲
به مطربان صبوحی دهیم جامه چاک
بدین نوید که باد سحرگهی آورد
- ۳
بیا بیا که تو حور بهشت را رضوان
در این جهان ز برای دل رهی آورد
- ۴
همی رویم به شیراز با عنایت دوست
زهی رفیق که بختم به همرهی آورد
- ۵
به جبر خاطر ما کوش کـ این کلاه نمد
بسا شکست که با افسر شهی آورد
- ۶
چه ناله ها که رسید از دلم به خرمن ماه
چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد
- ۷
رساند رایت منصور بر فلک حافظ
که التجا به جناب شهنشهی آورد
— حافظِ شیرازی

