Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

۱۴۵ از ۴۹۵

  1. ۱

    چه مستیی است ندانم که رو به ما آورد

    که بود ساقی و این باده از کجا آورد

  2. ۲

    چه راه می زند این مطرب مقام شناس

    که در میان غزل قول آشنا آورد

  3. ۳

    تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر

    که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد

  4. ۴

    دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن

    که باد صبح نسیم گره گشا آورد

  5. ۵

    رسیدن گل نسرین به خیر و خوبی باد

    بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد

  6. ۶

    صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است

    که مژده طرب از گلشن سبا آورد

  7. ۷

    علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست

    برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد

  8. ۸

    مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

    چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

  9. ۹

    به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم

    که حمله بر من درویش یک قبا آورد

  10. ۱۰

    فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند

    که التجا به در دولت شما آورد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل