- ۱
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
- ۲
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می کرد
- ۳
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کاو به تأیید نظر حل معما می کرد
- ۴
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
واندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد
- ۵
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد
- ۶
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدارا می کرد
- ۷
این همه شعبده خویش که می کرد اینجا
سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد
- ۸
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
- ۹
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می کرد
- ۱۰
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد
— حافظِ شیرازی

