Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

۱۴۲ از ۴۹۵

  1. ۱

    دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

    شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد

  2. ۲

    آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید

    تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد

  3. ۳

    مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق

    راه مستانه زد و چاره مخموری کرد

  4. ۴

    نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود

    آن چه با خرقه زاهد می انگوری کرد

  5. ۵

    غنچه گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت

    مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد

  6. ۶

    حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود

    عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل