Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

۱۳۸ از ۴۹۵

  1. ۱

    یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

    به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد

  2. ۲

    آن جوان بخت که می زد رقم خیر و قبول

    بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

  3. ۳

    کاغذین جامه به خونآب بشویم که فلک

    رهنمونیم به پای علم داد نکرد

  4. ۴

    دل به امید صدایی که مگر در تو رسد

    ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

  5. ۵

    سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر

    آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

  6. ۶

    شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار

    زآن که چالاک تر از این حرکت باد نکرد

  7. ۷

    کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد

    هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد

  8. ۸

    مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق

    که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

  9. ۹

    غزلیات عراقی ست سرود حافظ

    که شنید این ره دل سوز که فریاد نکرد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل