Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

۱۳۴ از ۴۹۵

  1. ۱

    بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

    باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد

  2. ۲

    طوطیی را به خیال شکری دل خوش بود

    ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد

  3. ۳

    قرة العین من آن میوه دل یادش باد

    که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

  4. ۴

    ساروان بار من افتاد خدا را مددی

    که امید کرمم همره این محمل کرد

  5. ۵

    روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار

    چرخ فیروزه طرب خانه از این کهگل کرد

  6. ۶

    آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ

    در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد

  7. ۷

    نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ

    چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل