- ۱
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
- ۲
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد
- ۳
ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان
دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد
- ۴
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت
وآهنگ بازگشت به راه حجاز کرد
- ۵
ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم
زآنچ آستین کوته و دست دراز کرد
- ۶
صنعت مکن که هرکه محبت نه راست باخت
عشقش به روی دل در معنی فراز کرد
- ۷
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
- ۸
ای کبک خوش خرام کجا می روی بایست
غره مشو که گربه زاهد نماز کرد
- ۹
حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا ز زهد ریا بی نیاز کرد
— حافظِ شیرازی

