Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳

غزلیات

۱۳۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد

    بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

  2. ۲

    بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه

    زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد

  3. ۳

    ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان

    دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد

  4. ۴

    این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت

    وآهنگ بازگشت به راه حجاز کرد

  5. ۵

    ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم

    زآنچ آستین کوته و دست دراز کرد

  6. ۶

    صنعت مکن که هرکه محبت نه راست باخت

    عشقش به روی دل در معنی فراز کرد

  7. ۷

    فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

    شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

  8. ۸

    ای کبک خوش خرام کجا می روی بایست

    غره مشو که گربه زاهد نماز کرد

  9. ۹

    حافظ مکن ملامت رندان که در ازل

    ما را خدا ز زهد ریا بی نیاز کرد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل