- ۱
می دمد صبح و کله بست سحاب
الصبوح الصبوح یا اصحاب
- ۲
می چکد ژاله بر رخ لاله
المدام المدام یا احباب
- ۳
می وزد از چمن نسیم بهشت
هان بنوشید دم به دم می ناب
- ۴
تخت زمرد زده است گل به چمن
راح چون لعل آتشین دریاب
- ۵
در میخانه بسته اند دگر
افتتح یا مفتح الابواب
- ۶
لب و دندانت را حقوق نمک
هست بر جان و سینه های کباب
- ۷
این چنین موسمی عجب باشد
که ببندند میکده به شتاب
- ۸
بر رخ ساقی پری پیکر
همچو حافظ بنوش باده ناب
— حافظِ شیرازی

