- ۱
روشنی طلعت تو ماه ندارد
پیش تو گل رونق گیاه ندارد
- ۲
گوشه ابروی توست منزل جانم
خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد
- ۳
تا چه کند با رخ تو دود دل من
آینه دانی که تاب آه ندارد
- ۴
شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت
چشم دریده ادب نگاه ندارد
- ۵
دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری
جانب هیچ آشنا نگاه ندارد
- ۶
رطل گرانم ده ای مرید خرابات
شادی شیخی که خانقاه ندارد
- ۷
خون خور و خامش نشین که آن دل نازک
طاقت فریاد دادخواه ندارد
- ۸
گو برو و آستین به خون جگر شوی
هر که در این آستانه راه ندارد
- ۹
نی من تنها کشم تطاول زلفت
کیست که او داغ آن سیاه ندارد
- ۱۰
حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب
کافر عشق ای صنم گناه ندارد
— حافظِ شیرازی

