Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

۱۲۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    روشنی طلعت تو ماه ندارد

    پیش تو گل رونق گیاه ندارد

  2. ۲

    گوشه ابروی توست منزل جانم

    خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد

  3. ۳

    تا چه کند با رخ تو دود دل من

    آینه دانی که تاب آه ندارد

  4. ۴

    شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت

    چشم دریده ادب نگاه ندارد

  5. ۵

    دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری

    جانب هیچ آشنا نگاه ندارد

  6. ۶

    رطل گرانم ده ای مرید خرابات

    شادی شیخی که خانقاه ندارد

  7. ۷

    خون خور و خامش نشین که آن دل نازک

    طاقت فریاد دادخواه ندارد

  8. ۸

    گو برو و آستین به خون جگر شوی

    هر که در این آستانه راه ندارد

  9. ۹

    نی من تنها کشم تطاول زلفت

    کیست که او داغ آن سیاه ندارد

  10. ۱۰

    حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب

    کافر عشق ای صنم گناه ندارد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل