Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

۱۲۳ از ۴۹۵

  1. ۱

    مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد

    نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

  2. ۲

    عالم از ناله عشاق مبادا خالی

    که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

  3. ۳

    پیر دردی کش ما گرچه ندارد زر و زور

    خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد

  4. ۴

    محترم دار دلم کاین مگس قندپرست

    تا هواخواه تو شد فر همایی دارد

  5. ۵

    از عدالت نبود دور گرش پرسد حال

    پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

  6. ۶

    اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند

    درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد

  7. ۷

    ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق

    هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

  8. ۸

    نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست

    شادی روی کسی خور که صفایی دارد

  9. ۹

    خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند

    وز زبان تو تمنای دعایی دارد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل