Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

۱۱۷ از ۴۹۵

  1. ۱

    دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد

    که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد

  2. ۲

    سر ما فرونیآید به کمان ابروی کس

    که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد

  3. ۳

    ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم

    تو سیاه کم بها بین که چه در دماغ دارد

  4. ۴

    به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله

    به ندیم شاه ماند که به کف ایاغ دارد

  5. ۵

    شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن

    مگر آن که شمع روی ات به رهم چراغ دارد

  6. ۶

    من و شمع صبح گاهی سزد ار به هم بگرییم

    که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد

  7. ۷

    سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم

    طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد

  8. ۸

    سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ

    که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل