- ۱
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
- ۲
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
- ۳
شبی که ماه مراد از افق شود طالع
بود که پرتو نوری به بام ما افتد
- ۴
به بارگاه تو چون باد را نباشد بار
کی اتفاق مجال سلام ما افتد
- ۵
چو جان فدای لبش شد خیال می بستم
که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد
- ۶
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کز این شکار فراوان به دام ما افتد
- ۷
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
- ۸
ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد
— حافظِ شیرازی

