Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱

غزلیات

۱۱ از ۴۹۵

  1. ۱

    ساقی به نور باده برافروز جام ما

    مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

  2. ۲

    ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

    ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

  3. ۳

    هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

    ثبت است بر جریده عالم دوام ما

  4. ۴

    چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان

    کآید به جلوه سرو صنوبرخرام ما

  5. ۵

    ای باد اگر به گلشن احباب بگذری

    زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما

  6. ۶

    گو نام ما ز یاد به عمدا چه می بری

    خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما

  7. ۷

    مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است

    زآن رو سپرده اند به مستی زمام ما

  8. ۸

    ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست

    نان حلال شیخ ز آب حرام ما

  9. ۹

    حافظ ز دیده دانه اشکی همی فشان

    باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

  10. ۱۰

    دریای اخضر فلک و کشتی هلال

    هستند غرق نعمت حاجی قوام ما

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل