Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹

غزلیات

۱۰۹ از ۴۹۵

  1. ۱

    دیر است که دل دار پیامی نفرستاد

    ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

  2. ۲

    صد نامه فرستادم و آن شاه سواران

    پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد

  3. ۳

    سوی من وحشی صفت عقل رمیده

    آهو روشی کبک خرامی نفرستاد

  4. ۴

    دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست

    وز آن خط چون سلسله دامی نفرستاد

  5. ۵

    فریاد که آن ساقی شکر لب سرمست

    دانست که مخمورم و جامی نفرستاد

  6. ۶

    چندان که زدم لاف کرامات و مقامات

    هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد

  7. ۷

    حافظ به ادب باش که واخواست نباشد

    گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل