- ۱
دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد
من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد
- ۲
کارم بدان رسید که همراز خود کنم
هر شام برق لامع و هر بامداد باد
- ۳
در چین طره تو دل بی حفاظ من
هرگز نگفت مسکن مألوف یاد باد
- ۴
امروز قدر پند عزیزان شناختم
یا رب روان ناصح ما از تو شاد باد
- ۵
خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمن
بند قبای غنچه گل می گشاد باد
- ۶
از دست رفته بود وجود ضعیف من
صبحم به بوی وصل تو جان باز داد باد
- ۷
حافظ نهاد نیک تو کامت بر آورد
جان ها فدای مردم نیکو نهاد باد
— حافظِ شیرازی

